توضیح المسائل

لباس نمازگزار

لباس نمازگزار شش شرط دارد‌‌:

١ ـ آن که پاک باشد.

٢ ـ آن که مباح باشد.

٣ ـ آن که از اجزاء مردار نباشد‌‌.

۴ ـ آن که از اجزاء حیوان حرام گوشت نباشد‌‌.

۵ و ۶ ـ آن که اگر نمازگزار مرد است‌‌، لباس او ابریشم خالص و طلاباف نباشد‌‌.

و تفصیل اینها در مسائل آینده گفته مى‌‌شود‌‌.

 

شرط اول‌‌:

(۶٧٠) لباس نمازگزار باید پاک باشد و اگر کسى در حال اختیار با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است. مگر در مواردى که استثنا شده و بعداً خواهد آمد.

(۶٧١) کسى که از روى تقصیر نمى‌‌داند با بدن و لباس نجس، نماز باطل است، اگر با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.

(۶٧٢) اگر به واسطه ندانستن مسأله از روى تقصیر‌‌، چیز نجس را نداند نجس است، مثلا نداند عرق کافر نجس است، و با آن نماز بخواند، نمازش باطل است.

(۶٧٣) اگر نداند که بدن یا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد نجس بوده، نمازش صحیح است.

(۶٧۴) اگر فراموش کند که بدن یا لباسش نجس است، و در بین نماز یا بعد از آن یادش بیاید، باید نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته، قضا نماید.

(۶٧۵) کسى که در وسعت وقت مشغول نماز است، اگر در بین نماز بدن یا لباسش نجس شود و نجس طورى نباشد که نماز با آن بى‌‌اشکال باشد (‌‌که بعداً خواهد آمد‌‌) بلکه طورى نجس شود که نماز خواندن با آن صحیح نباشد و پیش از آن که چیزى از نماز را با نجاست بخواند، ملتفت شود که نجس شده یا بفهمد بدن یا لباسش نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده، در صورتى که آب کشیدن بدن یا لباس یا عوض کردن لباس یا بیرون آوردن آن‌‌، نماز را به هم نمى‌‌زند‌‌، باید در بین نماز بدن یا لباس را آب بکشد یا لباس را عوض نماید یا اگر چیز دیگرى عورت او را پوشانده‌‌، لباس را بیرون آورد‌‌. ولى چنانچه طورى باشد که اگر بدن یا لباس را آب بکشد یا لباس را عوض کند یا بیرون آورد، نماز به هم مى‌‌خورد‌‌، یا اگر لباس را بیرون آورد‌‌، برهنه مى‌‌ماند‌‌؛ باید نماز را بشکند و با بدن و لباس پاک نماز بخواند‌‌. و همین حکم در مورد کسى که در بین نماز فهمید که قبلا بدن یا لباسش نجس شده است ولى تا به حال نمى‌‌دانسته‌‌، در مورد بقیه نماز که مى‌‌خواهد بخواند‌‌، بنا بر اظهر جارى است‌‌.

(۶٧۶) کسى که در تنگى وقت مشغول نماز است، اگر در بین نماز لباس او نجس شود و پیش از آن که چیزى از نماز را با نجاست بخواند، بفهمد که نجس شده یا بفهمد که لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده، در صورتى که آب کشیدن یا عوض کردن یا بیرون آوردن لباس، نماز را به هم نمى‌‌زند و مى‌‌تواند لباس را بیرون آورد باید لباس را آب بکشد یا عوض کند یا اگر چیز دیگرى عورت او را پوشانده، لباس را بیرون آورد و نماز را تمام کند. اما اگر چیز دیگرى عورت او را نپوشانده و لباس را هم نمى‌‌تواند آب بکشد یا عوض کند، در صورتى که مى‌‌تواند لباس نجس را کم کند یعنى مقدارى که لازم نیست را از بدن بیرون آورد، باید این کار را انجام دهد و در غیر این صورت باید با همان لباس نجس نماز بخواند‌‌.

(۶٧٧) کسى که در تنگى وقت مشغول نماز است، اگر در بین نماز بدن او نجس شود و پیش از آن که چیزى از نماز را با نجاست بخواند ملتفت شود که نجس شده، یا بفهمد بدن او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده یا این که در بین نماز بفهمد که قبلا در حال نماز بدنش نجس شده و تا به حال نمى‌‌دانسته، در تمامى این موارد در صورتى که آب کشیدن بدن، نماز را به هم نمى‌‌زند، بدن را آب بکشد و اگر نماز را به هم مى‌‌زند، باید با همان حال نماز را تمام کند و نماز او صحیح است.

(۶٧٨) کسى که در پاک بودن بدن یا لباس خود شک دارد، چنانچه نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد که بدن یا لباسش نجس بوده، نماز او صحیح است؛ امّا اگر مى‌‌دانسته که قبلا نجس بوده و بعد شک کرد که پاک شده یا نه و به همان حال نماز خواند و بعد از نمازفهمید که پاک نشده بود، دراین صورت نمازش باطل‌‌است.

(۶٧٩) اگر لباس را آب بکشد و یقین کند پاک شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد پاک نشده، نمازش صحیح است و همچنین اگر دیگرى لباس او را آب بکشد ـ که این کار را به او واگذار کرده بود ـ و بعد بفهمد که پاک نشده یا این که فهمید بدن یا لباسش نجس شده، و همان طور نماز خواند و بعد از نماز فهمید که اشتباه کرده و پاک بوده است؛ در تمامى این موارد نمازش صحیح است.

(۶٨٠) اگر خونى در بدن یا لباس خود ببیند و یقین کند که از خونهاى نجس نیست، مثلا یقین کند که خون پشه است، چنانچه بعد از نماز بفهمد از خونهایى بوده که نمى‌‌شود با آن نماز خواند، نمازش صحیح است.

(۶٨١) اگر یقین کند خونى که در بدن یا لباس او است، خون نجسى است که نماز با آن صحیح است، مثلا یقین کند خون زخم و دمل است، چنانچه بعد از نماز بفهمد خونى بوده که نماز با آن باطل است، نمازش صحیح است.

(۶٨٢) اگر نجس بودن چیزى را فراموش کند و بدن یا لباسش با رطوبت به آن برسد و در حال فراموشى نماز بخواند و بعد از نماز یادش بیاید، نمازش صحیح است. ولى اگر بدنش با رطوبت به چیزى که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد، و بدون این که خود را آب بکشد، غسل کند و نماز بخواند، غسل و نمازش باطل است‌‌، مگر این که طورى باشد که به غسل نمودن، بدن نیز پاک شود‌‌. و نیز اگر جایى از اعضاى وضو با رطوبت به چیزى که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد و پیش از آن که آنجا را آب بکشد، وضو بگیرد و نماز بخواند، وضو و نمازش باطل مى‌‌باشد مگر این که طورى باشد که به وضو گرفتن، اعضاى وضو نیز پاک شود.

(۶٨٣) کسى که یک لباس دارد، اگر بدن و لباسش نجس شود و به اندازه آب کشیدن یکى از آنها آب داشته باشد، احتیاط در این است که بدن را آب بکشد و با لباس نجس نماز بخواند؛ ولى در صورتى که نجاست یکى از آنها بیشتر باشد، لازم است بنا بر احتیاط آن را آب بکشد، بلکه بعید نیست وظیفه‌‌اش همین باشد.

(۶٨۴) کسى که غیر از لباس نجس، لباس دیگرى ندارد و دراثرتنگى وقت یا به علّت دیگرى نمى‌‌تواند آن را تطهیرکند، باید با آن نماز بخواند و نمازش صحیح است.

(۶٨۵) کسى که دو لباس دارد، اگر بداند یکى از آنها نجس است و نداند کدام است، چنانچه وقت دارد باید با هر دو لباس نماز بخواند، مثلا اگر مى‌‌خواهد نماز ظهر و عصر بخواند، باید با هر کدام یک نماز ظهر و یک نماز عصر بخواند ولى اگر وقت تنگ است، با هر کدام نماز بخواند کافى است.

 

شرط دوم‌‌:

(۶٨۶) لباس نمازگزار باید مباح باشد و کسى که مى‌‌داند پوشیدن لباس غصبى حرام است‌‌، اگر عمداً در لباس غصبى نماز بخواند‌‌، بنا بر احتیاط باید آن نماز را دوباره با لباس غیر غصبى بخواند‌‌، گرچه با تحقق قصد قربت، اظهر صحت نماز است‌‌. و در صورت غصبى بودن چیزهایى که به تنهایى عورت را نمى‌‌پوشاند مثل عرقچین‌‌، و همچنین چیزهایى که نمازگزار آنها را پوشیده ولى ساتر مباح دیگرى دارد نیز همین حکم جارى است‌‌.

(۶٨٧) کسى که مى‌‌داند پوشیدن لباس غصبى حرام است، ولى نمى‌‌داند نماز را باطل مى‌‌کند، اگر عمداً با لباس غصبى نماز بخواند حکمش همان است که در مسأله قبل گفته شد‌‌.

(۶٨٨) اگر لباسى را با رنگ غصبى رنگ نمایند و عین آن باقى باشد؛ یا با نخ غصبى دوخته باشند به طورى که آن نخ عرفاً تلف شده حساب نشود، نماز با آن حرام و بنا بر احتیاط باطل است‌‌.

(۶٨٩) اگر نداند یا فراموش کند که لباس او غصبى است اگر چه خودش آن لباس را غصب کرده باشد و با آن نماز بخواند، نمازش بنابر اظهر صحیح است.

(۶٩٠) اگر صاحب لباس غصبى در خصوص نماز در آن لباس اذن داد و یا به طریقى علم به رضایت او حاصل شد، نماز خواندن در آن لباس صحیح است.

(۶٩١) اگر با عین پولى که خمس یا زکات آن را نداده لباس بخرد تا زمانى که از پول دیگرى خمس یا زکات آن را نداده است نماز خواندن در آن لباس حرام و بنا بر احتیاط باطل است‌‌.

 

شرط سوم‌‌:

(۶٩٢) لباس نمازگزار باید از اجزاى حیوان مرده‌‌اى که خون جهنده دارد نباشد‌‌. ولى اگر از اجزاى حیوان حلال گوشت مرده‌‌اى که مانند ماهى‌‌، خون جهنده ندارد لباس تهیه کند‌‌، نماز در آن مانعى ندارد‌‌.

(۶٩٣) اگر چیزى از مردار حلال گوشت مانند مو و پشم که روح ندارد همراه نمازگزار باشد‌‌، یا با لباسى که از آنها تهیه کرده‌‌اند نماز بخواند‌‌، نمازش صحیح است‌‌.

شرط چهارم‌‌:

(۶٩۴) لباس نماز گزار باید از اجزاى حیوان حرام گوشتى که خون جهنده دارد نباشد و اگر مویى از آن هم همراه نمازگزار باشد‌‌، نماز او بنا بر اظهر و احوط باطل است‌‌؛ و اگر خون جهنده ندارد احتیاط در اجتناب است بلکه اجتناب بىوجه نیست اگر چه بشود آن را تذکیه کرد یعنى به دستور شرع آن را ذبح کرد و یا تذکیه آن مشکوک باشد‌‌.

(۶٩۵) اگر آب دهان یا بینى یا رطوبت دیگرى از حیوان حرام گوشت مانند گربه بر بدن یا لباس نمازگزار باشد، باید در حال نماز از آن اجتناب کرد.

(۶٩۶) اگر مو، عرق و آب دهان انسانى بر بدن یا لباس نمازگزار باشد و آنها پاک باشند نماز اشکال ندارد.

(۶٩٧) اگر شک داشته باشد که لباسى از مو یا پشم یا کرک حیوان حلال گوشت است یا حرام گوشت، چه در کشورهاى اسلامى تهیه شده باشد چه در کشورهاى غیر اسلامى، نماز خواندن با آن مانعى ندارد؛ و اگر جنس آن از پوست و چرم و مانند آن باشد حکم آن در احکام طهارت، بحث مردار، گفته شد.

(۶٩٨) اگر انسان احتمال دهد دکمه صدفى و مانند آن‌‌، از حیوان است نماز خواندن با آن مانعى ندارد و اگر بداند صدف است و احتمال بدهد صدف گوشت نداشته باشد نماز خواندن با آن مانع ندارد.

(۶٩٩) با پوست سنجاب و خز نماز خواندن بنابراظهراشکال ندارد، بعد از اینکه بدانیم به دستور شرع تذکیه شده است؛ ولى احتیاط، اجتناب از سنجاب است.

(٧٠٠) اگر با لباسى که نمى‌‌داند که از حیوان حرام گوشت است نماز بخواند نمازش صحیح است.

 

شرط پنجم‌‌:

(٧٠١) پوشیدن لباس طلاباف براى مرد حرام است‌‌. و باطل شدن نماز با آن به طور مطلق در همه موارد محل تأمل است و احتیاط در باطل بودن نماز است بلکه بىوجه نیست‌‌؛ ولى براى زن در نماز و غیر نماز اشکال ندارد‌‌.

(٧٠٢) زینت کردن به طلا مثل آویختن زنجیر طلا به سینه و انگشتر طلا به دست کردن و بستن ساعت مچى طلا به دست براى مرد در نماز و غیر نماز حرام است‌‌، و در باطل بودن نماز با آنها تأمل است اگرچه مطابق احتیاط بلکه خالى از وجه نیست‌‌. و همراه داشتن طلا و حمل آن بدون اینکه صدق پوشش بکند‌‌، و همچنین دندانى که پوشش طلا دارد براى مرد در نماز مانعى ندارد‌‌. ولى زینت کردن به طلا براى زن‌‌، در نماز و غیر نماز اشکال ندارد‌‌.

 

شرط ششم‌‌:

(٧٠٣) لباس مرد نمازگزار باید ابریشم خالص نباشد و در غیر نماز هم پوشیدن آن براى مرد حرام است ولى چیزهایى مثل عرقچین و یا بند شلوار و جوراب و مانند آن ـ‌‌که به تنهایى عورت را نمى‌‌پوشاند‌‌ـ اگر ابریشم خالص باشد بنا بر اظهر نماز با آنها صحیح است گرچه خلاف احتیاط است‌‌.

(٧٠۴) اگر آستر تمام لباس یا آستر مقدارى از آن ابریشم خالص باشد، پوشیدن آن براى مرد خالى از اشکال نیست.

(٧٠۵) دستمال ابریشمى و مانند آن، اگر در جیب مرد باشد اشکال ندارد و نماز را باطل نمى‌‌کند.

(٧٠۶) پوشیدن لباس ابریشمى براى زن و خنثاى مشکل بنا بر اظهر در نماز و غیر نماز اشکال ندارد‌‌؛ ولى صحت نماز پسر غیرمکلّف با لباس ابریشمى در حال اختیار‌‌، بنا بر شرعیت نماز او‌‌، محل تأمل است‌‌.

(٧٠٧) پوشیدن لباس غصبى و ابریشمى خالص و طلاباف و لباسى که از مردار تهیه شده، در حال ناچارى مانعى ندارد؛ و نیز کسى که ناچار است لباس بپوشد و لباس دیگرى غیر از اینها ندارد و تا آخر وقت هم ناچارى او از بین نمى‌‌رود، مى‌‌تواند با این لباسها نماز بخواند.

(٧٠٨) اگر غیر از لباس غصبى و لباسى که از مردار تهیه شده، لباس دیگرى ندارد و ناچار نیست لباس بپوشد، باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.

(٧٠٩) اگر غیر از لباسى که از حیوان حرام گوشت تهیه شده لباس دیگرى ندارد، چنانچه در پوشیدن لباس ناچار باشد، مى‌‌تواند با همان لباس نماز بخواند و اگر ناچار نباشد، باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز را بجا آورد.

(٧١٠) اگر مرد غیر از لباس ابریشمى خالص یا طلاباف، لباس دیگرى نداشته باشد، چنانچه در پوشیدن لباس ناچار نباشد، باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.

(٧١١) پوشیدن لباس مخصوص زنان براى مرد‌‌، و همچنین پوشیدن لباس مخصوصِ مردان براى زن‌‌، حرام است‌‌، اگر چه حرام بودن تا موقعى که داخل در لباس شهرت نباشد‌‌، مورد تأمل است، و نیز تزیین هریک از مرد و زن به زینت دیگرى‌‌، حرام است‌‌؛ و لباس شهرت عبارت از لباسى است که از جهت جنس یا رنگ یا نحوه بُرش و دوخت و مانند آن خلاف شأن و زىّ پوشنده لباس باشد‌‌.