توضیح المسائل

شک‌هايى كه نبايد به آنها اعتنا كرد

(٩۵٣) شک‌‌هایى که نباید به آنها اعتنا کرد از این قرار است‌‌:

١ ـ شک در چیزى که محل بجا آوردن آن گذشته است‌‌، مثل آن که در رکوع شک کند که حمد را خوانده یا نه‌‌.

٢ ـ شک بعد از سلام نماز‌‌.

٣ ـ شک بعد از گذشتن وقت نماز‌‌.

۴ ـ شک کثیر الشک‌‌، یعنى کسى که زیاد شک مى‌‌کند‌‌.

۵ ـ شک امام در شماره رکعت‌‌هاى نماز، در صورتى که مأموم شماره آنها را بداند و همچنین شک مأموم در صورتى که امام شماره رکعت‌‌هاى نماز را بداند‌‌.

۶ ـ شک در نماز مستحبى‌‌.

و تفصیل هریک از این شش مورد در مسائل بعدى بیان خواهد شد‌‌.

 

١ ـ شک بعد از محل

(٩۵۴) اگر در بین نماز شک کند که یکى از کارهاى واجب آن را انجام داده یا نه، مثلا شک کند که حمد خوانده یا نه، چنانچه مشغول کارى که باید بعد از آن انجام دهد نشده، باید آنچه را که در انجام آن شک کرده بجا آورد و اگر مشغول کارى که باید بعد از آن انجام دهد شده، به شک خود اعتنا نکند.

(٩۵۵) اگر در بین خواندن آیه‌‌اى شک کند که آیه پیش را خوانده یا نه، یا وقتى آخرآیه را مى‌‌خواند شک کند که اولِ آن‌‌را خوانده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند.

(٩۵۶) اگر بعد از رکوع یا سجود شک کند که کارهاى واجب آن، مانند ذکر و آرام بودن بدن را انجام داده یا نه‌‌، باید به شک خود اعتنا نکند‌‌.

(٩۵٧) اگر در حالى که به سجده مى‌‌رود شک کند که رکوع کرده یا نه، بنا بر احتیاط باید برگردد و رکوع را انجام دهد و اگر شک کند که بعد از رکوع ایستاده یا نه‌‌، باید آن را بنا بر احتیاط انجام دهد.

(٩۵٨) اگر در حال برخاستن شک کند که تشهد را بجا آورده یا نه‌‌، یا اگر شک کند که سجده را بجا آورده یا نه‌‌، بنا بر احتیاط باید برگردد و بجا آورد‌‌، بلکه در دومى وجوب برگشتن اظهر است‌‌.

(٩۵٩) کسى که نشسته یا خوابیده نماز مى‌‌خواند‌‌، اگر موقعى که حمد یا تسبیحات مى‌‌خواند‌‌، شک کند که سجده یا تشهد را بجا آورده یا نه‌‌، باید به شک خود اعتنا نکند و اگر پیش از آن که مشغول حمد یا تسبیحات شود‌‌، شک کند که سجده یا تشهد را بجا آورده یا نه‌‌، باید بجا آورد‌‌.

(٩۶٠) اگر شک کند که یکى از رکنهاى نماز را بجا آورده یا نه، چنانچه مشغول کارى که بعد از آن است نشده، باید آن را بجا آورد مثلا اگر پیش از خواندن تشهد شک کند که دو سجده را بجا آورده یا نه، باید بجا آورد ولى چنانچه بعد یادش بیاید که آن رکن را بجا آورده، چون رکن زیاد شده نمازش باطل است.

(٩۶١) اگر شک کند عملى را که رکن نیست بجا آورده یانه، چنانچه مشغول کارى که بعد از آن است نشده، باید آن را بجا آورد، مثلا اگر پیش از خواندن سوره شک کند که حمد را خوانده یا نه، باید حمد را بخواند و اگر بعد از انجام آن یادش بیاید که آن را بجا آورده بوده چون رکن زیاد نشده نماز صحیح است.

(٩۶٢) اگر شک کند رکنى را بجا آورده یا نه؛ مثلا چنانچه مشغول تشهد است اگر شک کند که دو سجده را بجا آورده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند و اگر یادش بیاید آن رکن را بجا نیاورده، در صورتى که مشغول رکن بعد نشده، باید آن را بجا آورد و اگر مشغول رکن بعد شده نمازش باطل است، مثلا اگر پیش از رکوع رکعت بعد یادش بیاید که دو سجده را بجا نیاورده، باید بجا آورد و اگر در رکوع یا بعد از آن یادش بیاید نمازش باطل است.

(٩۶٣) اگر شک کند عملى را که رکن نیست بجا آورده یا نه، چنانچه مشغول کارى که بعد از آن است شده، باید به شک خود اعتنا نکند؛ مثلا موقعى که مشغول خواندن سوره است، اگر شک کند که حمد را خوانده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند و اگر بعد یادش بیاید که آن را بجا نیاورده، در صورتى که مشغول رکن بعد نشده، باید بجا آورد و اگر مشغول رکن بعد شده نمازش صحیح است؛ بنابر این اگر مثلا در قنوت یادش بیاید که حمد را نخوانده، باید بخواند و اگر در رکوع یادش بیاید نماز او صحیح است.

(٩۶۴) اگر شک کند که سلام نماز را گفته یا نه، در صورتى که مشغول تعقیب نماز شده یا به سبب انجام‌‌کارى که نماز را بهم‌‌مى‌‌زند از حال نمازگزار خارج شده، به شک خود اعتنا نمى‌‌کند، و در صورت دوم در بعضى از موارد احتیاط مستحب در اعاده است، و اگر پیش از اینها شک کند باید سلام را بگوید، و امّا اگر در صحیح بودن سلام شک کند، چه مشغول کار دیگر شده باشد یا نه، باید به شک خود اعتنا ننماید.

(٩۶۵) اگر در صحیح‌‌بودن چیزى شک کند، مثلا تکبیرة‌‌الاحرام گفت یا حمد خواند و یا آیه‌‌اى را خواند و شک کرد صحیح گفته یا نه، نباید به شک خود اعتناکند.

(٩۶۶) اگر کسى در نماز شک کرد که ظهر را قصد کرده یا عصر را، و مى‌‌داند که قبلا ظهر را نخوانده یاشک در خواندن آن دارد، پس اگر در وقت مختص به ظهر یا وقت مشترک است، قصد نماز ظهر را مى‌‌کند، و اگر در وقت مختص به عصر است اگر تا حال قصد انجام تکلیف فعلى را داشته قصد نماز عصر مى‌‌نماید و آن را تمام مى‌‌کند؛ و اگر مى‌‌داند که نماز ظهر را قبلاً خوانده، پس با قصد انجام تکلیف فعلى قصد نماز عصر مى‌‌کند و آن را تمام مى‌‌کند، چه در وقت مشترک باشد و چه در وقت مختص به عصر.

 

٢ ـ شک بعد از سلام

(٩۶٧) اگر بعد از سلام شک کند که نمازش صحیح بوده یا نه، مثلا شک کند رکوع کرده یا نه‌‌، یا بعد از سلام نماز چهار رکعتى شک کند که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت‌‌؛ به شک خود اعتنا نکند‌‌؛ ولى اگر هردو طرف شک او باطل باشد‌‌، مثلا بعد از سلام نماز چهار رکعتى شک کند که سه یا پنج رکعت خوانده‌‌، نمازش باطل است‌‌.

(٩۶٨) اگر در نماز بین دو و چهار شک کرد و بنا را بر چهار گذاشت، و بعد از سلام شک او به شک بین سه و چهار تبدیل شد، یا آن که بین دو و سه و چهار شک کرد و بنا را بر چهار گذاشت و بعد از سلام شک او به شک بین سه و چهار تبدیل شد‌‌، احوط این است که به وظیفه شک دوم عمل کند، و اگر بین دو و چهار شک کرد و بنا را بر چهار گذاشت و بعد از سلام شک او به شک بین دو و سه تبدیل شد، علاوه بر انجام وظیفه مربوط به شک بین دو و سه، دو سجده سهو نیز براى سلام بى‌‌جا بجا مى‌‌آورد‌‌.

(٩۶٩) اگر بعد از نماز شک کند که نمازى که خوانده به قصد ظهر خوانده یا عصر، اگر مسافر نیست یک نماز چهار رکعتى و اگر مسافر است یک نماز دو رکعتى به قصد مافى الذمه بخواند کافى است، و اگر شک کرد نمازى که خوانده واجب بوده یا مستحب، باید نماز واجب را بخواند.

 

٣ ـ شک بعد از وقت

(٩٧٠) اگر بعد از گذشتن وقت نماز شک کند که نماز خوانده یا نه، یا گمان کند که نخوانده، خواندن آن لازم نیست مگر گمانى که در حد اطمینان باشد، ولى اگر پیش از گذشتن وقت، شک کند که نماز خوانده یا نه، یا گمان کند که نخوانده، باید آن نماز را بخواند بلکه اگر گمان کند که خوانده، باید آن را بجا آورد.

(٩٧١) اگر بعد از گذشتن وقت شک کند که نماز را درست خوانده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.

 

۴ ـ کثیر الشک

(٩٧٢) کسى که زیاد شک مى‌‌کند، نباید به شک خود اعتنا کند‌‌. و کثیر‌‌الشک شدن به این است که مردم بگویند تو زیاد شک مى‌‌کنى و زیاد شک کردن به این صورت محقق مى شود که در یک نماز سه مرتبه شک کند، یا در سه نماز پشت سر هم مثلا در نماز صبح و ظهر و عصر شک کند‌‌.

(٩٧٣) کثیر الشک اگر در بجا آوردن چیزى شک کند، چنانچه بجا نیاوردن آن نماز را باطل مى‌‌کند‌‌، باید بنا بگذارد که آن را بجا آورده، مثلا اگر شک کند که رکوع کرده یا نه‌‌، باید بنا بگذارد که رکوع کرده است‌‌، و نیز اگر بجا آوردن آن نماز را باطل مى‌‌کند باید بنا بگذارد که آن را انجام نداده، مثلا اگر شک کند که یک رکوع کرده یا بیشتر، چون زیاد شدن رکوع نماز را باطل مى‌‌کند، باید بنا بگذارد که بیشتر از یک رکوع نکرده است.

(٩٧۴) کسى که در یک چیز نماز زیاد شک مى‌‌کند، چنانچه در چیزهاى دیگر نماز شک کند باید به دستور آن عمل نماید، مثلا کسى که زیاد شک مى‌‌کند سجده کرده یا نه، اگر در بجا آوردن رکوع شک کند باید به دستور آن عمل نماید یعنى اگر ایستاده است رکوع را بجا آورد و اگر به سجده رفته اعتنا نکند.

(٩٧۵) اگر انسان شک کند که کثیر الشک شده یا نه، باید به دستور شک عمل نماید. و کثیر الشک تا وقتى یقین نکند که به حال معمولى مردم برگشته باید به شک خود اعتنا نکند.

 

۵ ـ شک امام و مأموم

(٩٧۶) اگر امام جماعت در شماره رکعتهاى نماز شک کند؛ مثلا شک کند که سه رکعت خوانده یا چهار رکعت، چنانچه مأموم یقین یا گمان داشته باشد که چهار رکعت خوانده و به امام بفهماند که چهار رکعت خوانده است، امام باید نماز را تمام کند و خواندن نماز احتیاط لازم نیست. و همچنین اگر امام یقین یا گمان داشته باشد که چند رکعت خوانده است و مأموم در شماره رکعت‌‌هاى نماز شک کند، باید به شک خود اعتنا ننماید.

(٩٧٧) اگر در نماز جماعت، هم امام و هم مأموم شک کنند و شک هرکدام با دیگرى فرق دارد‌‌، هرکدام به وظیفه خود عمل مى‌‌کند‌‌، و حکم سهو امام یا مأموم یا هردو نیز همین است‌‌.

 

۶ ـ شک در نماز مستحبى

(٩٧٨) اگر در شماره رکعت‌‌هاى نماز مستحبى شک کند، چنانچه طرف بیشترِ شک‌‌، نماز را باطل مى‌‌کند‌‌، باید بنا را بر کمتر بگذارد‌‌، مثلا اگر در نافله صبح شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت‌‌، باید بنا بگذارد که دو رکعت خوانده است‌‌، و اگر طرف بیشترِ شک نماز را باطل نمى‌‌کند‌‌، مثلا شک کند که دو رکعت خوانده یا یک رکعت‌‌، به هرطرف شک عمل کند نمازش صحیح است‌‌.

(٩٧٩) اگر در یکى از کارهاى نافله شک کند، خواه رکن باشد یا غیر رکـن، بنابراظهر مى‌‌تواند به شـک خود اعتنا نکند، ولى چنانچه محل آن نگذشته، احتیاط مستحب در این است که آن را بجا آورد و اگر محل آن گذشته، به شک خود اعتنا نکند.

(٩٨٠) اگر در نماز نافله کارى کند که براى آن سجده سهو واجب مى‌‌شود و یا یک سجده یا تشهد را فراموش نماید، لازم نیست بعد از نماز، سجده سهو یا قضاى سجده و تشهد را بجا آورد.

(٩٨١) اگر در نماز مستحبى کارى را فراموش کرد، چنانچه محل آن باقى است بنا بر اظهر باید آن را بجا آورد، و در این جهت مثل نماز واجب است.