توضیح المسائل

مسائل متفرقه اجاره

(١٧٣۶) چیزى که مستأجر به عنوان مال الاجاره مى‌‌دهد باید معلوم باشد، پس اگر از چیزهایى است که مثل گندم با وزن معامله مى‌‌کنند، باید وزن آن معلوم باشد و اگر از چیزهایى است که مثل گردو، به صورت عددى معامله مى‌‌کنند باید تعداد آن معین باشد و اگر مثل اسب و گوسفند است که با مشاهده آنها را مى‌‌خرند، باید اجاره دهنده آن را ببیند، یا مستأجر خصوصیات آن را به او بگوید.

(١٧٣٧) اگر زمینى را براى زراعت اجاره دهد و مال الاجاره را حاصل همان زمین قرار دهد، در صورتى که حاصل موجود باشد که بتوان آن را درو کرد، اجاره صحیح است، و اگر حاصل، موجود نباشد اجاره صحیح نیست، ولى در همین صورت اخیر اگر مستأجر مال الاجاره را به ذمّه بگیرد و شرط کند که آن را از حاصل همان زمین پرداخت کند، اجاره صحیح است.

(١٧٣٨) کسى که چیزى را اجاره داده، تا آن را تحویل ندهد، حق مطالبه اجرت را ندارد و همچنین اگر براى انجام عملى اجیر شده باشد، پیش از انجام عمل حق مطالبه اجرت را ندارد.

(١٧٣٩) هرگاه چیزى را که اجاره داده در اختیار مستأجر قرار دهد، اگر چه مستأجر تحویل نگیرد، یا تحویل بگیرد و تا آخر مدت اجاره از آن استفاده نکند، باید مال الاجاره آن را بدهد.

(١٧۴٠) اگر انسان اجیر شود که در روز معینى، کارى را انجام دهد و در آن روز براى انجام آن کار حاضر شود، کسى که او را اجیر کرده اگرچه براى انجام آن کار به او مراجعه نکند، باید اجرت او را بدهد، مثلا اگر خیاطى را در روز معینى براى دوختن لباسى اجیر نماید و خیاط در آن روز آماده کار باشد، اگر چه پارچه را به او ندهد که بدوزد، باید اجرتش را بدهد، چه خیاط در آن روز بیکار باشد، یا براى خودش یا دیگرى کار کند.

(١٧۴١) اگر بعد از تمام شدن مدت اجاره، معلوم شود که اجاره باطل بوده، مستأجر باید مال الاجاره را به مقدار معمول به صاحب ملک بدهد، مثلا اگر اتاقى را یک ساله به هزار تومان اجاره کند بعد بفهمد اجاره باطل بوده، چنانچه اجاره آن خانه معمولا پانصد تومان است، باید پانصد تومان بدهد و اگر دو هزار تومان است، باید دوهزار تومان بپردازد، و نیز اگر بعد از گذشتن مقدارى از مدت اجاره معلوم شود که اجاره باطل بوده، باید اجاره آن مدت را به مقدار معمول به صاحب ملک بدهد، و این در صورتى است که صاحب ملک عالم به بطلان اجاره نباشد، که در صورت علم، استحقاق گرفتن اجرة المثل توسط مالک، محل تأمل است، و اگر علت بطلان اجاره، نداشتن اجرت باشد، بعید نیست که عمل مجانى و تبرّعى باشد و استحقاق اجرت در آن نباشد.

(١٧۴٢) اگر چیزى را که اجاره کرده از بین برود، چنانچه در نگهدارى آن کوتاهى نکرده و در استفاده بردن از آن هم زیاده روى ننموده ضامن نیست، و همچنین اگر مثلا پارچه‌‌اى را که به خیاط داده از بین برود، در صورتى که خیاط زیاده روى نکرده و در نگهدارى آن هم کوتاهى نکرده باشد، لازم نیست عوض آن را بدهد. و ادعاى آنها در این باره مسموع است.

(١٧۴٣) هرگاه صنعتگر چیزى را که گرفته ضایع کند، ضامن است.

(١٧۴۴) اگر حیوانى را اجاره کند و معین نماید که چه مقدار بار بر آن بگذارد، چنانچه بیشتر از آن مقدار بار کند و آن حیوان بمیرد یا معیوب شود ضامن است، و همچنین اگر مقدار بار را معین نکرده باشند و بیشتر از معمول بار کند و حیوان تلف شود، یا معیوب گردد ضامن است، و در هر صورت اجرت استفاده بیش از آن را نیز باید بر حسب معمول بپردازد.

(١٧۴۵) اگر کسى بچه‌‌اى را ختنه کند و ضررى به آن بچه برسد یا بمیرد، چنانچه بیشتر از معمول بریده باشد، به طورى که بگویند تعدّى کرده ضامن است، ولى اگر بیشتر از معمول نبریده ضامن نیست، و این در صورتى است که به ولىّ بچه گفته باشد که در صورت حدوث ضرر، او ضامن نیست.

(١٧۴۶) اگر دکتر با دست خود به مریض دارو بدهد، یا درد و داروى مریض را به او بگوید و مریض دارو را بخورد، چنانچه در معالجه خطا کند و به مریض ضررى برسد یا بمیرد، دکتر ضامن است.

(١٧۴٧) هرگاه دکتر به مریض یا ولىّ او بگوید، اگر ضررى به مریض برسد من ضامن نیستم، در صورتى که دقت و احتیاط خود را بکند و به مریض ضررى برسد یا بمیرد، دکتر ضامن نیست.

(١٧۴٨) مستأجر و مؤجر با رضایت یکدیگر مى‌‌توانند معامله را بهم بزنند، و همچنین اگر در اجاره شرط کنند که هر دو یا یکى از آنان حق بهم زدن معامله را داشته باشند، مى‌‌توانند مطابق قرار داد، اجاره را بهم بزنند.

(١٧۴٩) اگر اجاره دهنده یا مستأجر بفهمد که مغبون شده است، چنانچه در موقع خواندن صیغه ملتفت نباشد که مغبون است، مى‌‌تواند اجاره را بهم بزند، ولى اگر در صیغه اجاره شرط کنند که اگر مغبون هم باشند حق بهم زدن معامله را نداشته باشند، نمى‌‌توانند اجاره را بهم بزنند.

(١٧۵٠) اگر چیزى را اجاره دهد و پیش از آن که تحویل دهد کسى آن را غصب نماید، مستأجر مى‌‌تواند اجاره را بهم بزند و چیزى را که به مؤجر داده پس بگیرد، یا اجاره را به هم نزند و اجاره مدتى را که در تصرف غاصب بوده به میزان معمول از او بگیرد، پس اگر حیوانى را یک ماهه به صد تومان اجاره نماید و کسى آن را ده روز غصب کند و اجاره معمولى ده روز آن سى تومان باشد، مى‌‌تواند سى تومان از غاصب بگیرد.

(١٧۵١) اگر چیزى را که اجاره کرده تحویل بگیرد، و بعداً دیگرى آن را غصب کند‌‌، نمى‌‌تواند اجاره را به هم بزند و فقط حق دارد کرایه آن چیز را به مقدار معمول‌‌، از غاصب بگیرد.

(١٧۵٢) اگر پیش از آن که مدت اجاره تمام شود، ملک را به مستأجر بفروشد اجاره به هم نمى‌‌خورد و مستأجر بایدمال الاجاره را به فروشنده بدهد، و همچنین است اگر آن را به دیگرى بفروشد، و اگر شخص دیگرى که ملک را خریده از این که ملک در اجاره است بى‌‌خبر بوده، مى‌‌تواند آن بیع را به هم بزند، و اگر مستأجر در بین مدّت‌‌، اجاره را فسخ کند منفعت مال‌‌، در بقیه مدت اجاره از آنِ فروشنده است نه خریدار‌‌.

(١٧۵٣) اگر قبل از شروع مدت اجاره، ملک بطورى خراب شود که هیچ قابل استفاده نباشد، یا قابل استفاده‌‌اى که شرط کرده‌‌اند نباشد، اجاره باطل مى‌‌شود، و پولى که مستأجر به صاحب ملک داده به او بر مى‌‌گردد، بلکه اگر بطورى باشد که فقط بتواند استفاده مختصرى از آن ببرد، مى‌‌تواند اجاره را

بهم بزند.

(١٧۵۴) اگر ملکى را اجاره کند و بعد از گذشتن مقدارى از مدت اجاره، بطورى خراب شود که هیچ قابل استفاده نباشد، یا قابل استفاده‌‌اى که شرط کرده‌‌اند نباشد، اجاره مدتى که باقى مانده باطل مى‌‌شود، و اگر استفاده مختصرى هم بتواند از آن ببرد، مى‌‌تواند اجاره مدت باقیمانده را بهم بزند.

(١٧۵۵) اگر خانه‌‌اى را که مثلا دو اطاق دارد اجاره دهد و یک اطاق آن خراب شود، چنانچه فوراً آن را بسازد و هیچ مقدار از استفاده آن از بین نرود، اجاره باطل نمى‌‌شود و مستأجر هم نمى‌‌تواند اجاره را بهم بزند، ولى اگر ساختن آن به قدرى طول بکشد که مقدارى از استفاده مستأجر از بین برود، اجاره به آن مقدار باطل مى‌‌شود و مستأجر مى‌‌تواند اجاره مدت باقیمانده را بهم بزند.

(١٧۵۶) اگر موجر یا مستأجر بمیرد، بنابراظهراجاره باطل نمى‌‌شود، ولى اگر خانه، ملک مؤجر نباشد، مثلا دیگرى وصیت کرده که تا او زنده است منفعت خانه مال او باشد، چنانچه آن خانه را اجاره دهد و پیش از تمام شدن مدت اجاره بمیرد، از وقتى که مرده اجاره باطل است، مگر آن که مالک آن منفعت، بقیه مدت اجاره را اجازه دهد. همچنین اگر خانه را به مستأجر به این صورت اجاره داده باشند که شخص دیگرى، حق نداشته باشد در آن سکونت کند، باز هنگام موت مستأجر اجاره باطل خواهد شد.

(١٧۵٧) اگر صاحب کار، بنّا را وکیل کند که براى او کارگر بگیرد، چنانچه بنّا کمتر از مقدارى که از صاحب کار مى‌‌گیرد به کارگر بدهد، زیادى آن بر او حرام است و باید آن را به صاحب کار برگرداند و اگر اجیر شود که ساختمان را تمام کند و به او اختیار داده شود که خودش بسازد یا به دیگرى بدهد، اگر دیگرى را براى تمام کردن همان ساختمان، به مبلغى کمتر از آنچه از صاحب ساختمان، خودش اجاره کرده، اجیر کند، بنا بر اظهر جایز نیست.