توضیح المسائل

نذر و عهد

(٢١٢۶) انسان مى‌‌تواند با نذر کردن، انجام کارى که مطلوب شارع است و یا ترک کارى را که مورد نهى واقع شده بر خود واجب کند.

(٢١٢٧) کسى که نذر مى‌‌کند باید عاقل، بالغ و مسلمان باشد. بنا بر این نذر از غیربالغ یا دیوانه، یا کافر صحیح نیست.

(٢١٢٨) کسى که نذر مى‌‌کند باید به اختیار خود نذر کند، بنابراین اگر کسى مجبور شده باشد، یا عصبانى باشد به طورى که بى‌‌اختیار شده باشد، یا کسى در حال غفلت و بى توجهى یا اشتباهى و بدون تصمیم نذر کند، نذر او

صحیح نیست.

(٢١٢٩) سفیه و کسى که مفلّس است یعنى ورشکست شده، نذرى که مربوط به مسائل مالى باشد از آنان صحیح نیست.

(٢١٣٠) کسى که نذر مى‌‌کند باید به قصد قربت و نزدیک شدن به خداوند متعال نذر کند، بنابراین اگر براى خدا نذر نکند، صحیح نیست، بنابراین کافى است موقع نذر کردن بنا بر اظهر بگوید‌‌: «‌‌لِلّهِ عَلَىَّ‌‌»‌‌، یعنى‌‌: «‌‌براى خداوند، به عهده من باشد که فلان کار را انجام بدهم‌‌»‌‌، و اگر کسى که عربى نمى‌‌داند ترجمه آن را به هر زبانى بگوید کافى است.

(٢١٣١) اگر نذر کند کارى را انجام دهد، باید بنابراقرب، آن کار واجب یا مستحب باشد، پس اگر نذر کند کار مباحى انجام دهد، صحیح نیست، و اگر نذر کند کارى را ترک کند، باید آن کار حرام یا مکروه باشد.

(٢١٣٢) باید به آنچه که نذر کرده قدرت و توانایى داشته باشد، بنابراین اگر به چیزى عقلاً یا عادتاً قدرت نداشت و نذر کرد، صحیح نیست.

(٢١٣٣) اگر در نذر خصوصیت معینى قرار دهد، مثلا نذر کند، این پول را در فلان مسجد مصرف کنم، یا فلان روز را روزه بگیرم، یا این مال را خرج روضه حضرت سیدالشهداء نمایم، باید به همان صورتى که نذر کرده عمل کند و مخالفت با آن نمى‌‌تواند بکند.

(٢١٣۴) نذر زن‌‌، بدون اجازه شوهر‌‌، بنا بر احتیاط واجب وضعاً منعقد مى‌‌شود‌‌.

(٢١٣۵) اگر از روى اختیار به نذر خود عمل نکند، باید کفاره بدهد، و کفاره آن ـ بنا بر اظهر ـ کفاره «قَسَم» و بنابر احتیاط مستحب، کفاره افطار عمدى روزه ماه رمضان است. و نیز اگر نذر روزه معین کرده باشد، کفاره آن بنابر احتیاط واجب، همان کفاره افطار عمدى است.

(٢١٣۶) اگر نذر کند که در هر هفته، مثلاً روز جمعه را روزه بگیرد، چنانچه یکى از جمعه‌‌ها عید فطر یا قربان باشد که روزه گرفتن در آن حرام است، یا عذرى جهت روزه گرفتن دارد، مثلاً حیض براى او پیدا شد، باید آن روز را روزه نگیرد، بلکه قضاى آن را بجا آورد.

(٢١٣٧) اگر نذر کند که مقدار معینى از مال را صدقه دهد، چنانچه پیش از دادن صدقه بمیرد، باید آن مقدار از مال او صدقه داده شود.

(٢١٣٨) اگر نذر کند که به فقیر معینى صدقه دهد، نمى‌‌تواند آن را به فقیر دیگر بدهد، و اگر آن فقیر بمیرد باید به ورثه او بدهد.

(٢١٣٩) اگر براى حرم یکى از امامان یا امام زادگان چیزى نذر کند، باید آن را در تعمیر و روشنایى و فرش حرم و مانند اینها مصرف کند.

(٢١۴٠) اگر چیزى را براى یکى از امامان نذر کند، چنانچه مصرف معینى را قصد کرده، باید به همان مصرف برساند، و اگر مصرف معینى را قصد نکرده‌‌، باید به فقرا و زوّار بدهد و یا مسجد و مانند آن بسازد و ثواب آن را به آن امام هدیه کند‌‌؛ و همچنین است اگر چیزى را براى امامزاده نذر کند‌‌.

(٢١۴١) هرگاه گوسفند معینى را براى صدقه، یا یکى از امامان نذر کند، پشم و چاقى و آنچه از او متولّد مى‌‌شود بعد از نذر، جزء نذر خواهد بود.

(٢١۴٢) هرگاه نذر کند که اگر مریض او خوب شود و یا مسافرش به سلامت برسد، عملى را انجام دهد و بعداً معلوم شود که قبل از نذر مریض خوب شده و مسافر به سلامت برگشته، عمل به نذر واجب نیست.

(٢١۴٣) عهد آن است که انسان با خداوند پیمان مى‌‌بندد که کارى را انجام دهد یا ترک نماید و تمام شرایطى که براى صحیح بودن نذر بیان شد، در عهد نیز معتبر است.

(٢١۴۴) صیغه عهد براى کسى که مى‌‌خواهد انجام کار یا ترک کارى را بر خود واجب کند، چنین است‌‌: «‌‌عاهَدْتُ اللهَ اَنْ اَفْعَلَ کذا اَوْ اَتْرُک کذا‌‌» یا «‌‌عَلَىَّ عَهْدُ اللهِ اَنْ اَفْعَلَ کذا اَوْ اَتْرُک کذا‌‌»‌‌، به جاى «‌‌اَفْعَلَ کذا‌‌» تا آخر، آن کار را به زبان بیاورد، و مى‌‌تواند هنگام خواندن صیغه عهد، انجام کار یا ترک آن کار را مشروط به تحقق امر دیگرى نماید و یا به طور مطلق بگوید، و شرایط عهد کننده مثل شرایطى است که در نذر و قسم بیان شد.

(٢١۴۵) هرگاه با خدا عهد کند که اگر به حاجت شرعى خود برسد کار خیرى را انجام دهد باید بعد از آن که حاجتش برآورده شد آن کار را انجام دهد، و نیز اگر بدون این که حاجتى داشته باشد عهد کند که عمل خیرى را انجام دهد، آن عمل بر او واجب مى‌‌شود.

(٢١۴۶) اگر به عهد خود وفا نکند باید کفاره بدهد و کفاره آن بنابراحتیاط کفاره افطار عمدىِ روزه ماه رمضان است.